محمد بن علي منجم وابكنوي

63

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

مجمله برگيريم وأيام ماه ناقص را به آن جمع كنيم تا أيام سال ناقص حاصل آيد . آن گاه أيام I سال ناقص را با أيام سال‌هاى تامه جمع كنيم تا أيام حاصل آيد از أول اين تاريخ I تا روز مطلوب . فصل هفتم : در امتحان اين عمل به ميزان أيام جمعات وطريق I أو آن است كه چهار بر أيام ناقص اين تاريخ افزائيم واگر أيام تامه بود پنج برافزائيم ؛ I وبر هفت قسمت كنيم . آنچه باقي ماند اگر موافق است با علامت جمعات ، روز مطلوب I عمل صواب است واگر نه ، خطا بود . فصل هشتم : در رفع كردن أيام به سال‌ها وماه‌ها I وطريق أو آن است كه ضرب كنيم أيام اين تواريخ را در 30 وبر حاصل ، 14 I برافزاييم « 1 » وآن را بر 10631 قسمت كنيم تا سال‌هاى تامهء اين تاريخ حاصل آيد . اگر ما بين I القسمة چيزى باقي نماند « 2 » تاريخ مطلوب ، آخر آن سال باشد . واگر باقي ماند I يكى بر آن سال‌ها افزائيم تا ناقصه شود . آن گاه آنچه باقي مانده باشد از قسمت ، دايماً پانزده « 3 » I بر آن افزائيم وبر سى قسمت كنيم وكسور باقي را هميشه طرح كنيم . آنچه خارج شود از قسمت ، I آن أيام باشد از سال ناقص . آن گاه عدد أيام هر ما هي از آن نقصان مىكنيم ؛ آنجا كه منتهى I شود وعدد كمتر از أيام يك ماه ماند ، آن أيام ما هي بود كه بعد از آن ماه آيد كه عدد I بدو منتهى شده است . واگر خواهيم آن أيام سال ناقص را در جدول أيام مجملهء I شهور عربى مقوس كنيم چنان كه در فصل هفتم از باب دوم بيان كرده‌ايم تا ماه I وروز از آنجا معلوم شود . آن را با سال‌ها أضافت كنيم تا سال‌ها وماه‌ها وروزها معلوم I گردد . فصل نهم : در امتحان اين عمل به ميزان أيام جمعات وطريقش آن است I كه مدخل سال وماه وروز معلوم كنيم از أيام جمعات اگر موافق باشد به علامات I جمعات روز مطلوب ، عمل صواب است ؛ واگر نه خطا بود .

--> ( 1 ) . [ در حاشية آمده است : ] چهارده كه مىافزايد حاجت نيست بلكه زيادة . . . واقع شده . ه - ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] ماند ( 3 ) . [ در حاشية آمده است : ] اگر خواهيم كه مدخل روز از سال ناقصه بدانيم از أيام سال ناقصه يكى كم كنيم وباقي از قسمت را با مدخل سر سال جمع كنيم علامت روز مطلوب باشد . هم بسيد منتقل شود .